...به سراغ من اگر می آیید

به سراغ من اگر می آیید سخت و پیوسته بیایید نهراسید از اندیشه تنهایی من شیشه ای نازک نیست که ز هر لرزش اشکی ترکی بردارد صحنه خاطر تنهایی من قطعه سنگی شده از درد هزاران اندوه در هراس از پاییز

 آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟

آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟

سیمین و تابناک بود روی مه ولی

سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می دهد

مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی

آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟

بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟

بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٩ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

 

دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست

گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ...

 این درد مشترک من و توست

که

" گاهی "

نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم


نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۱ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

 

عجیب است دریا...

تا غرقش می شوی

پس می زند تو را !

درست 

مثل بعضی از آدم ها ... !


نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱۸ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

 

سکـــــوت و صبــــــوری آدم ها را به حساب ضــــعف و بی کســــی شان نگذارید، شاید هنوز به چیــــــــزهایی پای بندند!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۸ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

 

  
قلبم که درد میگیره لبـخند میـزنم

.

.

.
یادگاریتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

 

صبح که از خواب 
بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود

با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "

و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود

"هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت

پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود

"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!

فریاد زد

ایول!!!!

امروز درد سر مو درست کردن ندارم! 

بله اون سرطان داشت ...



همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه 

ساده نگاه کن

 

 

بعدا نوشت : باید دختر باشی تا احساس عمیق این نوشته رو درک کنی !

باید موهای بلندت رو کف دستت ببینی تا بفهمی !

باید گل سر هات رو یکی یکی بندازی دور !

باید وقتی می ری جلو آیینه ، میبینی شکل پسرا شدی ، لبخند بزنی !

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٢ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

  

متن سنگ قبر پروین اعتصامی

آنکه خاک سیه اش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

 

 

متن سنگ قبر کوروش کبیر

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر 

 

متن سنگ قبر فریدون مشیری

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

 

 

 

متن سنگ قبر فردین

بر تربت پاکت بنشینم غمناک

کوهی زهنر خفته بینم در خاک

از روح بزرگ هنریت فردین

شاید مددی به ما رسد از افلاک

 

 

متن سنگ قبر بابک بیات

سکوت سرشار از ناگفته هاست

 

 

 

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

 

 

متن سنگ قبر حافظ

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

 

متن سنگ قبر شاپور

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست……

 

متن سنگ قبر سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید

نرم وآهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

 

متن سنگ قبر منوچهر نوذری

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

 

متن سنگ قبر وینستون چرچیل

من برای ملاقات با خالقم آماده ام

اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

 

متن سنگ قبر اسکندر مقدونی

اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافی نبود

 

متن سنگ قبر نیوتن

طبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود

خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید……

وهمه روشن شد

 

متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان)

۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸

(مرد می خوام اینو رمز گشایی کنه !!!نیشخند

 

 

متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)

بهترین ها هنوز در راهند….

انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند

 

متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)

در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن

ای مرگ .

         

 

               صادق هدایت گورستان پرلاشز پاریس

  

 

     

بدون شرح !

 

 

 

فرهاد عزیز

 

 

شعبان جعفری (ملقب به شعبون بی مخ) 

 

 

 

نگو که نمی شناسی !!!!   

 

 

 شاید نشناسی به هر حال !!! 

ویگن

 

   

حسین پناهی  

 

 

شما دوست داری بر سنگ قبرتان چه بنویسند؟؟؟

 

بعدا نوشت : به آشنایانم بگین دوست دارم سنگ قبرم ساده باشه

رنگشم روشن باشه(شبیه مال سهراب)

به نوشته هاش هنوز فکر نکردم ! متفکر

تو رو خدا زود به زود برام گل بیارین

گلایل هم دوست ندارم هاااااااا

نذارین زیاد روم خاک بشینه

ممنونلبخند

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور

من عاشقـــم به دیدنت از تپه های دور

من تشنــه ام بـــــــه رد شدنت از قلمرو ام

آهو ! بیا و رد شو از این دشت سوت و کور

رد شو که شهر گل بدهد زیر ردِّ پات

اردیبهشت هدیه بده ضمن ِهر عبور

آواره ی نجـابت چشمان شرقــــی ات

توریستهای نقشه به دست بلوند و بور

هـرگــــــاه حین گپ زدنت خنده می کنی

انگار "ذوالفنون" زده از "اصفهان" به "شور"

دردی دوا نمی کند از من ترانه ام

من آرزوی وصل تو را می برم به گور

تعریف کردم از تــــو ، تــو را چشم می زنند

هان ای غزل ! بسوز که چشم حسود کور

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٦ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

Design By : Night Melody